1- در زندگی آدمها همیشه فلسفه حاکم است . این فلسفه همیشه تابعی مستقیم از اوضاع و احوال هورمونهای بدن است تا اینکه متاثر از مسایل ذهنی باشد.

2- بیشتر از اینکه انسان مخلوق خدا باشد ، خدا ساخته و مخلوق ذهن انسان است . به تعداد انسانها خداهای گوناگون است.

3- حکایت غریبی است . اینکه در عرض چند ساعت دلت برای ادمها تنگ می شود ، لک می زند . اما خیلی زود وقتی با درونشان تماس برقرار می کنی ، متنفر می شوی ، از خودت ، از آدمها

4- امشب تمام هستی ام علامت سوال است . به خاطر سفر است . سفر را دوست دارم . تغییراتم توی سفر . فکر هایم توی سفر.

5- دلم خواب می خواهد . از آن خوابها . از انها که صبح و بیداری ندارد.

6- نیاز دارم لبه تیزی باشد که سرم را بکوبم به آن یا جایی که دل سیری داد بزنم.

7- ؟

8-؟

9-؟

10-؟

11-؟

12-؟

13- ؟