نو کرتم
بابت تمام این شبای قشنگ![]()
مسهل مغزی
نو کرتم
بابت تمام این شبای قشنگ![]()
عجب حکایتی است ، هر چقدر می خواهم خوشبینانه به اطراف نگاه کنم نمی شود.
بعد از دیدار دوم همان رویای شیرین تکراری را دیدم که تعبیر شومی داشت، انگار که قرار است چیزی تکرار شود .
بعد از دیدار نمیدانم چندم هم این کفترها سر راهمان کنار ماشین بود . عکس واقعی است، خودم گرفته ام . کفتر سوگوار است . نمی شود به فال نیک گرفت.
اما تمایل زیادی به خطر کردن دارم.

یک شمع پر اشک و گل و پروانه ، ساحل دریا هنگام غروب با دو تا نخل کج .
یک چشم درشت که یک گوشه اش اشک چکیده.
حال و هوای همه شان مثل فیلمهای قدیمی است ، برای من رنگ سالهای ۶۹ یا ۷۰ را دارد.
امسال بزرگداشت حافظ رو شیراز نبودم.
دومین سالی هست که شیراز نیستم این موقع. بعضی روزهای تقویم کلی ضمیمه دارد.
اگر قرار بر نوشتن مناسبتهای آن روز باشد ، از عهده یک صفحه و دو صفحه خارج است. ۲۰ مهر یاد معلم زبان مرحوم ، آقای حقیقی میافتم. یاد حافظیه سال ۷۵ میافتم. یاد آرش و حاج آقا و ...

زمان زیادی برد تا صورتی ترین و در پیت ترین قالب بلاگفا را انتخاب کردم.
آدم های خوشحال شرتشان هم صورتی است.
تو اگر خدايي و با خنده ما خنده ات مي گيرد و با گريه ما گريه مي كني ، پس اينا چيه؟؟؟
نكنه با اين خنده ها خنده ت مي گيره؟؟؟

اين چطور؟؟؟ اين هم خنده دار است!!!
![]()
من كه واقعا از عدالتت لذت مي برم



من نمي دانم ، ولي اگر من جاي تو بودم همه دنيا رو اينطور ميكردم ، بدون آخر ، بدون خستگي از خوشي ، بدون دروغ ، بدون حسادت ، بدون درد ، مريضي ، بي پولي .

اگر هم نمي توانستم راهم را مي كشيدم و مي رفتم
خودت مي داني كه هر چه گفتي همه اش حرف بوده
قابل توجه دوستاني كه نمي دانند چه شده:
يك بنده خدايي شديدا احساس تقدس مي كند و آمده لب گود مي گويد لنگش كن . نام خودش را گذاشته خدا و براي من و دوستان توي كامنت داني دو تا پست قبل آيه نازل كرده.
نمي دانم چه خدايي است كه با وجود بزرگيش نه ايميلي دارد و نه وبلاگي
كاشكي برايش يه ايميل مي ساختم و خودم هم برايش چك مي كردم كه خدايي نكرده فكر فسق و فجور و س.ك.س چت و اين صحبتها به ذهنش خطور نكند
حالت خوبه خدا؟؟؟ ما كه بد نيستيم . ملالي نيست جز نبودن شما